تبليغاتX
پارسه
صفحه نخست طراح قالب ايميل آرشيو صفحه نخست

با احترام به هيئت تحريريه نشريه اشپيگل

اخيرا عده ای از همکاران و نيز شاگردان من مقاله زير را به من اطلاع داده اند:

»فريب تبليغات باستانی را خوردن ـ سازمان ملل فرمانروای خودکامه ايران را تحسين می کند»

به قلم ماتياس شولتز

 http://www.spiegel.de/spiegel/0,1518,564395,00.html (German)
http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,566027,00.html (English)

اگر گزارش فوق به وسيله ی ايدئولوگ ها نوشته شده بود جای تعجبی نداشت. چرا که معمولا تجديدنظر طلبی تاريخی و اغراض سياسی دوشادوش هم حرکت می کند. اما از آنجا که يک نشريه معتبر جهانی همچون اشپيگل تصميم گرفته است که به سلسله  ای از واقعيت های مخدوش شده که به نوشته های معتقدان به نظريه ی توطئه شباهت دارند اعتبار ببخشد جای تاسف است. من البته در پاراگراف شماره هفت نامه خود به اين گونه تحريف هایِ در واقعيت خواهم پرداخت اما نخست اجازه می خواهم که به برخی از اظهارات آقای شولتز در پاراگراف های يک تا شش نامه خود بپردارم.

1.      آقای شولتز می نويسد: «برخی از يونانيان فاتح را تحسين کرده اند. هرودوت و آشيلوس که پس از مرگ کورش زندگی می کردند او را انسانی مهربان ناميده اند»

شايد آقای شولتز از اين واقعيت با خبر نباشند که اين تنها «برخی از يونانيان» نيستند که به تحسين کورش پرداخته اند اين واقعيتی است که، عليرغم جنگ های متعدد تلخ و خونين مابين يونان و امپراتوری هخامنشی به خصوص جنگ ماراتن (490 پيش از ميلاد) و جنگ های ترموپيل و سالاميس (480 پيش از ميلاد)، وجود داشته است. همچنين اين نکته حقيقت دارد که يونانی های ساکن سرزمين اصلی يونان (واقع در اروپا) برای حفظ استقلال خود به سختی با امپراتوری هخامنشی جنگيده اند. اما چرا بايد ملتی که اين گونه با امپراتوری هخامنشی به مبارزه برخاسته در مورد کورش بزرگ به صورتی استثنايي به «دلبری» بپردازند. علت را بايد در اين واقعيت جست که يونانی هايي که در اصول انديشه متوازن و منطقی گوی سبقت را از همگان ربوده بودند اين واقعيت را تشخيص می دادند که در جنگ بودن با امپراتوری هخامنشی به اين معنا نمی تواند باشد که همه ی اعضا و حاکمان اين امپراتوری «شيطانی هستند» به طور ساده می توان گفت که آن ها اجازه نمی دادند که عواطف سياسی شان به ديگرِی» به پيش داوری بيالايد هر چند که آن ديگری رقيب نظامی آن ها باشد. در واقع کسی يونانيان باستان را وانداشته است که کورش بزرگ را با کلماتی موافق توصيف کند. آن ها  دائرالمعارفی در مورد کورش به قلم گزنفون و به نام «تربيت کورش» نگاشته بودند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 1:44  توسط سالار  | 


 نمونه پولهاي كشور تاجيكستان

بر وري اسكناس 20 سوموني (به كلمه بيست بر روي پول توجه كنيد: ابن سينا فقط يادمان باشد چند سال ديگر نگوييم چرا ابن سينا را در دنيا تاجيك ميدانند

 

اين هم اسكناس 10 سوموني با عكس شيخ علي همدوني

اين متن هم از سايت كشور تاجيكستان است كه ذيلا آورده ام كه در آن فردوسي و عمر خيام و ابن سينا و.... را تاجيك ميداند

The first Tajik state emerged in 892, providing independence from the
Arab Khalif. The development which began in the Samonid epoch, was
characterized by the restoration and fortification of war-ravaged cities and
greater attention to culture, art and architecture. Samanid state brought
to the world the most famous scientists and philosophers - Abu Ali ibn-Sina
( known in the west as Avicenna), Tajiks also venerate Firdausi, a poet and
composer of the Shah-nameh( Book of Kings), the Pershian national epic, and
Omar Khayyam. In 1999 Tajikistan is going to celebrate 1100 anniversary of
the first Tajik State and we invite everyone to participate in this
tremendous event.

براي اطمينان به سايت زير مراجعه كنيد:

www.banknotes.com/tj.htm 

متاسفانه ما پول نداريم تا عكس مفاخرمان را روي آن چاپ كنيم. فقط چند تا مجسمه در پيت در پارك ملت نصب كرده ايم كه خودمان هم آنرا نميشناسيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 5:33  توسط سالار  | 


پرشيا: روح باستانی ايران

گذشته ای شکوهمند که الهام بخش ملتی دچار تضاد است.

از مارگريت دل گويي دايس

عکس از نيوشا توکليان

ترجمه کميته نجات

برگرفته از نشريه nationalgeographic

http://ngm.nationalgeographic.com/2008/08/iran-archaeology/del-giudice-text

آن چه در خرابه های تخت جمشید در جنوب ايران، که پايتخت باستانی امپراتوری پرشيا بوده و پس از فتح اين سرزمين به دست اسکندر کبير به آتش کشيده شده، تکان دهنده به نظر می رسد غيبت تصاوير خشونت آميز بر بازمانده های ديوارهای سنگی است. در ميان کنده کاری ها، سربازان را می شود ديد، اما آن ها در حال جنگ نيستند اسلحه هايشان را می توان مشاهده کرد اما هيچ کدام از ميان بيرون کشيده نشده اند. به جای آن عموما نشانه هايي را می توان ديد که خبر می دهند در اين مکان فضايي انسانی در جريان بوده است. مردمان ملل مختلف به صورتی صلح آميز گرد هم آمده اند. با خود هدايا آورده اند، و دست خود را دوستانه بر شانه شخص کناردستی خود گذاشته اند. در زمانه ای که وحشيگری آن مشهود بود به نظر می رسد که تخت جمشيد سرزمينی نسبتا جهانی بوده است. و امروزه نيز خرابه های آن برای بسياری از ايرانيان عميقا يادآور آنچه هايي است که اجداد پارسی شان بودند و انجام می دادند.

تاريخ ثبت شده اين کشور حدود 2500 سال درازا دارد که امروزه به جمهوری اسلامی ايران ختم می شودکه در سال 1979 پس از انقلابی حدودا الهام گرفته از روحانيون محافظه کار که منجر به بيرون رانده شدن پادشاه مورد حمايت غربی ها شد تاسيس گرديده است. جمهوری اسلامی شايد نخستين خداسالاری مدرن مبتنی بر قانون اساسی و تجربه ای گران است. و اين پرسش را پيش می آورد که آيا روحانيونی که دارای افراطی ترين برداشت از اسلام هستند به صورتی موثر بر مردمی حکومت می کنند که سراپا در گذشته غنی ايرانی خويش غوطه ورند.

پرشيا يک امپراتوری فاتح بود که به دلايل مختلف يکی از شکوهمندترين و بخشاينده ترين تمدن های روزگار کهن محسوب می شد. و برای من اين پرسش وجود دارد که مردم کنونی اين کشور تا چه حد با آن بخشی از تاريخ خود که در آن کنده کاری های بازمانده تصوير شده اند مربوط هستند. بر اين بنياد کوشيدم تا دريابم که پرشين در نزد ايرانيان چه معنايي دارد. همين ايرانيانی که در طول دو سفر من در سال گذشته به آن کشور مورد غضب جامعه بين المللی بوده اند. سينمای غرب فرهنگ شان را طرد کرده و رهبران شان را در جريان يک جنگ روبه تزايد شفاهی با واشنگتن تروريست های خطرناکی معرفی شده اند که مشغول ساختن بمب هستند.

واقعيت آن است که نمی توان هويت ايرانی را تکه تکه کرد. چرا که اين هويت مخلوطی است از پيش از اسلام، و پس از اسلام، و دوران غربی شدن. و همه ی اين پاره های متضاد در درون ايرانيان در کنار هم حضور دارند. اما در عين حال يک هويت پرشين هم وجود دارد که ارتباطی با اسلام ندارد. و در عين حال با فرهنگ اسلامی در آميخته است. و نمايش آن را می توان با شنيدن اذان اسلامی از بلندگوهايي که در اطراف تخت جمشيد نصب شده مشاهده کرد. اين به توريست يادآوری می کند که آن ها صرفا در قلمرو پادشاهی پارس ها قرار ندارند بلکه در عين حال در جمهوری اسلامی به سر می برند. اين داستان آن ايرانيانی هم هست که هنوز و لااقل تا حدودی خود را با هويت و ريشه های پرشين خويش معرفی می کنند. شايد در ساختار آن چه اکنون يکی از مناطق خطرناک جهان به حساب می آيد نوعی روحيه هزاره گرايي جريان داشته باشد. پرسش آن است که آيا عناصر سازنده طبيعت زندگانی دوست پرشيايي همچون شراب و عشق و شعر و نغمه پردازی به صورت تاری بر پود زهد و نماز و تقدير گرايي وابسته به اسلام در هم تنبيده است. درست مثل برنامه مخفی کامپيوتری که درپشت صحنه کامپيوتر به آرامی مشغول کار خويش است.

زنده ماندن به سبک پرشيايي

تهران، پايتخت ايران مادر شهر هيجان انگيز و خفه شده به دست هوای آلوده در پای کوه البرز است. بسياری از ساختمان های آن از آجرهای باريک بژ رنگ و نرده های فلزی ساخته شده اند و حالت مجموعه ی کوچکی از ساختمان ها را دارند که پروژه های ساختمانی و پارک ها تداوم آن ها را قطع می کنند. هنوز اين جا و آنجا باغ های زيبايي که ميراث فرهنگ ايرانی است به چشم می خورد. با درختان ميوه و چشمه ها و حوض های پر از ماهی که در پشت ديوارهای آجری جريان دارند.

در زمانی که در ايران بودم دو استاد دانشگاه آمريکايي زاده شده در ايران برای بازديد از زادگاهشان در آنجا بودند. و دولت آن ها را به اتهام زمينه سازی برای ايجاد انقلاب مخملی زندانی کرده بود. اين دو بالاخره از زندان آزاد شدند و وقتی من به آمريکا برگشتم مردم از من می پرسيدند که آيا از اين که در ايران بودی نمی ترسيدی؟ و فرض پرسش کننده ها آن بود که من نيز در خطر زندانی شدن بودم.

اما واقعيت آن است که من در ايران ميهمان بودم و ميهمان برای ايرانيان بالاترين احترام را دارا است. و شيرين ترين ميوه و راحت ترين مکان ها برای نشستن را به ميهمان می دهند. اين عمل بخشی از يک نظام پيچيده ادب سنتی است که تعارف خوانده می شود و متن زندگی را در آن جا فراهم می کند. پذيرايي، مراقبت، امور خانوادگی، مذاکرات سياسی، همه سرشار از تعارفی هستند که مردم بايد نسبت به يکديگر اعمال کنند. اين کلمه اصلا عربی است و از ريشه ی عرفه به معنی دانستن و کسب دانش می آيد. اما مفهوم تعارف بر اساس گفته ی ويليام بی من، مردم شناس ـ زبانشناس دانشگاه مينه سوتا عبارت است از کوچک کردن خود و در عين حال بالا بردن مقام طرف ديگر. او تعارف را «جنگ بر سر دست پايين داشتن» می داند که به صورتی بسيار ظريف اين امکان را فراهم می آورد که در يک جامعه شديدا طبقاتی مثل ايران «مردم بتوانند عملا به صورت دو طرف مساوی با هم تعامل کنند.

www.savepasargad.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 3:8  توسط سالار  | 


 

ما بر این باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامه‌ روشنی در پاسداری از گنجينه‌های کشورمان نداشته و ندارد

شماری از سازمان های دوستدار میراث فرهنگی و طبیعی ایران نگرانی شديد خود را از رويدادهای تلخی که اين روزها در کشورمان رخ داده و گنجينه‌های باستانی و گران بهای ميهن‌مان را يکی پس از ديگری به نابودی می‌کشد، اعلام نمودند.

بیش از 24 سازمان غیر دولتی دوستدار میراث فرهنگی ایرانیان، ضمن يادآوری وظيفه‌ دولت نسبت به نگهداری و پاسداری از گنجينه‌های اين سرزمين، مهم ترین نگرانی های دوستداران میراث فرهنگی را در پنج بخش و به شرح زیر به آگاهی ملت گرامی ايران رساندند:

 1. ما از هماهنگی‌های انجام‌شده ميان سازمان ميراث فرهنگي و مديريت بريتيش‌ميوزيوم لندن برای بازگشت اگرچه موقت منشور حقوق بشر کوروش از موزه‌ بريتانيا به گنجينه‌ ملی ايران و نمايش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هم‌اکنون دلواپسی ژرف خود را از اين موضوع، به آگاهی هم‌ميهنان و نيز همه نهادهای فعال فرهنگی می‌رسانيم.

زيرا بر اين باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامه‌ روشنی در پاسداری از گنجينه‌های کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگ‌نوشته‌ ارزشمند جزيره خارک ، بيش از 199 روز نگهداری نمايد. هم‌چنين هنوز هم مردمِ بزرگوار ايران ، خاطره‌ تلخ ربوده شدن « لوح زرين تخت‌جمشيد» از همين گنجينه‌ ملی ايران و و سپس پخش خبري مبني بر آب کردن آن را ، از ياد نبرده‌اند.

2. همان گونه كه كارشناسان غيردولتي از همان آغاز پيش‌بيني كرده بودند، رطوبت سنج های پاسارگاد نمِ بسيار بالايی را پيرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان داده‌اند و با آن که همه گروه های ميهن‌پرست، پيش از آبگيری سد سيوند، بارها و بارها درباره اثرات ويران گر اين آبگيری هشدار داده بودند،ولي هنوز هم- و بر خلاف وعده‌های داده ‌شدهشاهد اقدام مثبتی برای تخليه‌ آب هاي آن سد نبوده‌ايم ، تا پس از قطع شمار بالايی درخت منحصر به‌فرد و نابودی محوطه‌های باستانی تنگِ چشمه (تنگ بلاغی)، دست كم اينک از شدت آسيب‌های پيشِ رو بكاهيم

3. شنيده می ‌شود كسانی به جرم ويران نمودن سنگ‌نوشته جزيره‌ خارک دستگير شده‌اند. هر چند پيرامون علت دستگيری دست كم يک تن از آنها ابهام‌هايی وجود دارد ولی در ميان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا كنون به بهانه‌ امنيتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زده‌اند. و اين در حالی است که می دانيم به دليل نفت‌خيز بودن جزيره‌ خارک و دارا بودن تأسيسات نفتی بسيار، هيچ‌کس نمی‌تواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آن‌جا آمدوشد نمايد.

آشكار است كه برای جلوگيری از گسترش شايعات پيرامون اين رويداد كه چندان خوشايند نيز نبوده و می ‌تواند اعتماد دوستداران ميراث فرهنگی نسبت به دولت را كم‌تر نمايد ضمن بركناری مديريت سازمان ميراث فرهنگی استان بوشهر، شايسته است نتايج پيشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد.

4. در خبرها آمده است كه در كمال شگفتي بخشی از محوطه‌ کاخ‌ آپادانای شوش، آن گنجينه کهن و گران‌بهای کشورمان و يادمانِ روزگار داريوش بزرگ، به پيست موتورسواری بدل گشته است. آشكار و بديهی است كه مي بايست ضمن برچيدن چنين وضعيتی، هرچه زودتر حريم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهبانی قرار گيرد تا ديگر بار فجايعی همچون تخريب پایه ستون‌های دروازه شرقی همان كاخ و نيز نابودی كتيبه خارک را شاهد نباشيم .

5. و باز از خوزستان و ديگر كهن‌شهر آن، «اهواز»، خبري دال بر كاوش و رسيدگی به شهر باستانی هرمزداردشير که خود يادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانيان و از آثار ثبتِ ملي شده‌ آن استان است به گوش نرسيده و نمی ‌رسد. ما چنين كوتاهی ‌هايی را تنها و تنها از ناكارآمدی مديريت سازمان ميراث فرهنگي آن استان می ‌بينيم و خواستار بازبينی در رفتار و عملكرد اين سازمان می باشيم .

سازمان های غیر دولتی امضاءکننده این بیانیه به شرح زیر هستند :

 بنياد دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران)،انجمن فرهنگي بيستون (تهران) ، انجمن فرپاد (شيراز)،انجمن انديشه جوان (اصفهان)،انجمن دوستداران و حافظان خشت خام (يزد)،كانون دوستداران شاهنامه (توس)،كانون جوانان پاسارگاد (گرگان)،گروه جوانان شكوه هخامنشي (خراسان)،جمعيت عصر سبز (يزد)،انجمن فرهنگي سرزمين پارس (خراسان)،جمعيت دوستداران ميراث فرهنگي يادگار (يزد)،خانه سيمرغ (تهران)،خانه ماوراي جوان (گرگان)،انجمن ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران (تهران)،انجمن كهن‌دژ (همدان) ، کانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)،انجمن هخامنشيان (تهران)،انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري امرتات (اصفهان)،خانه ادب مهر (اصفهان)،انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا (خوزستان)،كانون سيمرغ انديشه (نجف‌آباد)،كانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان ،انجمن ايلام شناسي ايران (تهران)،انجمن اسپادانا(تهران)،انجمن فرهنگي كوروش بزرگ و گروهي از فرزندان ايران‌زمين

                                             www.savepasargad.com

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 21:4  توسط سالار  | 


از: حسن ظهوری

رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري در نخستين نشست مطبوعاتي در سال 1387 كه به مناسبت ثبت جهاني قره کليسا برگزار شد ،از پيگيري سازمان براي رفع خطر رطوبت در آرمگاه کوروش خبر داد

"اسفنديار رحيم مشايي" در نشست مطبوعاتي با حضور رسانه هاي داخلي و خارجي، در پاسخ به پرسش خبرنگار CHN مبني بر علت مسکوت ماندن اخبار مربوط به رطوبت در آرمگاه کوروش، گفت: «خبرهاي پاسارگاد مسکوت نيست و سعي مي‌کنيم با استفاده از روش‌هاي علمي و منطقي موضوع رطوبت آرامگاه کوروش را براي سال‌هاي آينده منتفي کنيم. »

وي افزود: «اين موضوع اصلا ساده نيست و نمي‌شود با ايجاد کانال‌هاي دفع رطوبت و يا هر روش ديگري آب‌هاي سطحي را جمع‌آوري کرد. مسئله رطوبت آرمگاه کوروش جديد نيست و به سال‌هاي پيش بر مي‌گردد. حتي بر اساس گزارش‌هاي داده شده، ميزان رطوبت بيش از اين هم مشاهده شده است

خبرنگار CHN در اين نشست مطبوعاتي با ارائه گزارشي از سفر به پاسارگاد و مشاهده رطوبت بيش از اندازه در کف آرامگاه و همچنين نامساعد توصيف كردن وضعيت آرامگاه کوروش ،خطاب به رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري عنوان كرد :«با کنار زدن خاک اطراف آرمگاه با خاک نمناك و به صورت گل‌ درآمده برخورد مي‌كنيم كه اين نمناكي موجب رطوبت بخشي از سنگ نيز شده است. اين موضوع تقريبا در چهار طرف آرامگاه قابل مشاهده بوده و به نظر مي‌رسد با يک گمانه عميق باستان‌شناسي مي‌توان به علت رطوبت در آرمگاه کوروش پي برد

همچنين خبرنگار CHN يادآور شد که با توجه به شواهد و مستندات ،منطقه دچار خشکسالي شده است و آب سد سيوند نيز به همين علت به شدت پايين آمده و حتي چاه‌هاي آب کشاورزي نزديک به آرمگاه کوروش هم خشک است اما در زير آرمگاه به طرز عجيبي رطوبت ديده مي شود.

مشايي در اين باره توضيح داد: «کسي منکر رطوبت در آرامگاه کوروش نيست، اما اين مسئله مطرح بود که رطوبت آن ناشي از آبگيري سد سيوند است اين در حالي است که سد هنوز به اندازه کافي آب لازم را ذخيره نکرده است. از طرفي رطوبتي که تصور مي‌شود به وسيله سد آرامگاه را تهديد مي‌کند از زير زمين نخواهد بود و از طريق هوا اين تهديد مي‌تواند به وجود آيد که البته اين موضوع زمان مي‌برد تا متوجه آن شويم. البته هر زمان که متوجه اثر گذاري آبگيري روي آرامگاه شويم ميزان آب پشت سد کنترل خواهد شد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 20:58  توسط سالار  | 


سازمان ميراث و دولت ايران که نشان داده است که کمترين اهميتی به تخريب آرامگاه کورش نمی دهد چطور می خواهد از منشور او حفاظت کند؟

از: شميم

روابط عمومی موزه ملی ايران امروز، بيست و هفتم خرداد، اعلام کرد که در ديدار روسای موزه بريتانيا و موزه ملی ايران صحبت هايي در مورد امکان نمايش منشور جهانی حقوق بشر کورش در ايران شده است. منشور کورش که صد و سی سال پيش در بابل کشف شد سال هاست که در موزه بريتانيا نگاهداری می شود.

محمدرضا مهرانديش رئيس موزه ملي ايران در اين مورد به خبرنگاران گفته است که: موزه ملي ايران با اشتياق، همه توان خود را براي بازگشت اين اثر نفيس و منحصر به فرد جهاني بكار خواهد گرفت.
وي
اين کار را به عنوان يک رخداد مهم فرهنگي دانسته و گفته است که با حمايت آقای رحيم مشايي کارهای مربوط به ورود اين اثر تاريخی به ايران را فراهم خواهند کرد.

بديهی است که تبادل آثار تاريخی موزه ها برای نمايش آن در کشورهای مختلف هميشه متداول بوده است اما بايد ديد که آيا دولت ايران توانايي حفظ چنين اثر استثنايي و با اهميتی را دارد يا نه. آن چه که بر همگان روشن است  دولت ايران و به خصوص سازمان ميراث و شخص رييس اين سازمان نشان داده اند که نه تنها در حفظ و نگاهداری آثار فرهنگي و تاريخی ايران اهمال می کنند بلکه در مواردی خود در تخريب های اين آثار نقش داشته اند. که نمونه روشنی از آن به آب بستن تنگه بلاغی و امکان تخريب آرامگاه کورش بزرگ است.

در چنين شرايطی آيا آمدن  منشور کورش بزرگ به ايران ريسک بزرگی نيست؟ و آيا احتمال تخريب عمدی اين اثر جهانی وجود ندارد؟  سازمان ميراث و دولت ايران که نشان داده است کمترين اهميتی به تخريب آرامگاه کورش نمی دهد چطور می خواهد از منشور او حفاظت کند.

29 خرداد 1387

شميم،خبرنگار کميته نجات پاسارگاد، تهران

 

www.savepasargad.com                                               

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 23:31  توسط سالار  | 


ریاست محترم موزه ی بریتانیا

 

بدینوسیله از شما درخواست می شود که باتوجه به وضعیت ناگوار حقوق بشر و تغییرات مغایر با حقوق بنیادی انسان در قوانین حقوقی و جزایی ایران، از نمایش منشور حقوق بشر کورش که بیانگر پیشرفت حیرت انگیز ارزش و جایگاه انسان در دوره های پیش از اسلام در حوزه ی فرهنگی امپراتوری ایران باستان است درحال حاضر و در دوره ی حاکمیت "جمهوری اسلامی" خودداری نمایید.
موافقت شما با انتقال این اثر منحصر بفرد تاریخی به ایران درحالیکه آثار باستانی مرتبط با آن فرهنگ (پاسارگاد و پرسپولیس) با سخنان و اقدامات مغرضانه ی رهبر و حکومت جمهوری اسلامی هم اینک درمعرض نابودی قرار گرفته است، جز بی توجهی به امنیت آثار فرهنگ باستانی ایران و افزایش خطر نابودی عمدی این اثر منحصر بفرد تاریخی حاصلی نخواهد داشت.
از شما تقاضا می شود که نمایش استوانه ی حقوق بشر کورش در ایران را به حفاظت علمی قابل راستی آزمایی از مقبره ی کورش کبیر بعنوان صاحب اصلی این اثر مشروط نمایید.

 

با تقدیم احترام
فاطی رجا

                                       www.savepasargad.com 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 23:28  توسط سالار  | 


بخش مهمی از کتيبه ای  که نشان از ايرانی بودن خليج فارس داشت

 

و  زير نظر مسئولان دولتی ايران بود به عمد تخريب شد

از:  حسن ظهوري

کتيبه هخامنشي خارک که اواخر سال 86 در پي احداث جاده‌اي توسط وزارت نفت، در اين جزيره تاريخي کشف شده بود، توسط برخي افراد ناشناس با يک شي نوک تيز تخريب شد. باستان شناسان از اين کتيبه که به خط فارسي باستان است به عنوان سندي ديگر بر نام خليج فارس ياد مي‌کردند."علي جاذبي"، معاون بخشدار جزيره خارک با اعلام خبر تخريب اين سنگ نوشته هخامنشي به CHN گفت: «دو شب پيش افراد ناشناسي با عبور از روي حصاري که دور تا دور کتيبه کشيده شده بود، توسط يک شي نوک تيز، ما بين حروف ميخي کتيبه را تخريب کردند به طوري كه مي‌توان گفت 70 درصد نوشته‌هاي کتيبه به شدت آسيب ديده و تنها يك خط از آن سالم مانده است.» کتيبه هخامنشي خارک روي يک تخته سنگ مرجاني نوشته شده و به همين علت احتمال مي‌رود براي آسيب رساندن به آن از تيشه و چکش استفاده شده باشد.جاذبي به CHN گفت: «نحوه تخريب کتيبه نشان از تعمدي بودن آن دارد.»وي افزود: «جزيره خارک، از جمله جزايري است که نمي‌توان به راحتي در آن تردد کرد و حتي براي ورود به جزيره بايد مجوز داشت.»پيش از اين باستان‌شناسان با كشف كتيبه‌اي در جزيره خارك واقع در خليج فارس به خط فارسي باستان ومتعلق به دوره هخامنشي از آن به عنوان سند محكمي مبني بر نام‌گذاري خليج فارس ياد کرده بودند.همچنين اين کتيبه تا مدتي مانع از ادامه احداث جاده بود که البته جاده با کمي انحراف به مسير خود ادامه داد.باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند اين کتيبه متعلق به دوره اردشير هخامنشي باشد.مطالعات زبان شناسي براي ترجمه کتيبه آشکار کرد که هخامنشيان در آباد سازي خارک نقش ويژه اي داشته اند.در ترجمه اين كتيبه آمده است: "(اين) سرزمين خشک و بي آبي بود شادي و آسايش را آوردم." کشف اين کتيبه پيامدهاي بين المللي زيادي داشته است. ازجمله رسانه‌هاي کشورهاي حاشيه خليج فارس سعي بر تقلبي جلوه دادن کتيبه كرده بودند اما در گزارش باستان شناسان ايراني، حقيقي بودن کتيبه اثبات شده است.در حال حاضر تنها چند حروف از اين کتيبه باقي مانده و فاصله ميان خطوط ديگر با استفاده از اشياء نک تيز از بين رفته است.اين اتفاق در حالي رخ داد که مسئولان جزيره خارک براي حفاظت بيشتر اين اثر دور آن را حصار کشيده بودند.كتيبه هخامنشي خارك به شكل نا منظم و نامتعارف در 5 سطر و سطر‌هاي آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبيده و به زبان فارسي باستان نوشته شده بود. پيش از اين سطرهاي جدا از هم در دوره هخامنشي تنها در متوني ديده شده كه به زبان‌هاي مختلف بوده است.اخبار تكميلي متعاقبا ادامه دارد.

مطالبی درباره کشف کتيبه

http://www.savepasargad.com/November/katibeh%20be%20zaban%20farsi%20dar%20khark.htm

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 1:46  توسط سالار  | 


در كتاب مجموعه مقالات همايش باستان‌شناسي حوزه هليل، جيرفت در برخي از نقشه‌ها و مطالب از عنوان جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج فارس» به كار رفته است.

مهندس صميمي، فعال حوزه ميراث فرهنگي، با بيان اين مطلب به خبرنگار «تابناك» گفت: در حالي كه دستگاه ديپلماسي كشور و نخبگان، در حال اعتراض به تحريفات تاريخي و جعل نام خليج فارس هستند، سازمان ميراث فرهنگي، اقدام به چاپ مجموعه مقالات همايش باستان‌شناسي حوزه هليل، جيرفت كرده كه در چندين نقشه چاپ شده در آن، عبارت مجعول خليج عربي (Arabian Gulf) به جاي خليج فارس (Persian Gulf) و از نام «Arabian Sea» به جاي نام تاريخي «Oman Sea» به كار برده شده است.

وي مدعي شد: يكي از اين نقشه‌ها، توسط «كوهل» آمريكايي تهيه شده و با وقاحت از عنوان خليج عربي و درياي عرب به جاي نام واقعي آنها استفاده شده است. جالب آن كه دبير همايش مذكور در مقدمه كتاب با تمجيد از نقش وي اشاره كرده كه وي و «كارلووسكي» به دلايل سياسي ميان دولت ايران و آمريكا از فرودگاه مهرآباد بازگردانده شده‌اند. اين تجليل يا اشاره در مقدمه كتاب چه توجيهي دارد؟

صميمي در ادامه افزود: در صفحه 308 اين كتاب در مقاله «ماسيمو و يداله» در تصوير نقشه ايران از نام جعلي خليج عربي استفاده شده و در صفحه 395 در ادامه مقاله «مياشيي كازانووا» به جاي « Persian Gulf» تنها نوشته شده است: Gulf و به جاي Oman Sea نوشته شده است: «Arabian Sea». همچنين در نقشه صفحه 416 اين كتاب، «فيليپ كوهل» ‌از نام‌هاي مخدوش «Arabian Gulf » و «Arabian Sea» بهره برده است.

اين كارشناس ميراث فرهنگي با انتقاد از عملكرد وزارت ارشاد گفت: كتاب مذكور با قيمت ده هزار تومان، چاپ و در بين مدعوين توزيع شد؛ هرچند پس از اين‌كه به اشتباه پي برده شد، درصدد جمع‌آوري سريع اين كتاب برآمدند، ولي اين خبر به گونه‌اي در خارج از كشور پخش شده است كه هم‌اكنون يكي از كشورهاي عربي منطقه، حاضر است ميليون‌ها دلار براي به دست آوردن آن هزينه كند.

صميمي ادامه داد: اينك اين پرسش به واقع براي قشر گسترده‌اي از فعالان فرهنگي، اساتيد و دانشمندان باستان‌شناسي كشور و همچنين تحليلگران و صاحبنظران مسائل فرهنگي و اجتماعي مطرح است كه آيا در ميان كابينه هفتاد ميليوني، يك نفر متخصص و متعهد وجود ندارد كه در ميان مديران ارشد سازمان ميراث فرهنگي و يا وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي قرار گيرد تا در كمترين انتظار مردم، دست‌كم يك بار كتابي را كه با مقدمه معاون سازمان و تحت مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ مي‌شود، پيش از چاپ بخوانند؟

صميمي با تأكيد بر غيرسياسي بودن مطالب خود اشاره كرد: لبّ انتظار مسئولان عالي‌رتبه نظام عدالت‌طلبي است. به همين دليل از رسانه‌ها مي‌خواهيم در برابر اين‌گونه اقدامات كه در تقابل مستقيم با منافع ملي و هويت ملي سرزمينمان ايران است، سكوت نكنند و مسئله را براي اداي دين ملي و شرعي خود جداي از جبهه‌بندي‌هاي سياسي با جديت دنبال كنند.

وي ابراز داشت: به نظر من كمترين انتظار كنوني، عذرخواهي رسمي و كتبي مسئولان ميراث فرهنگي به ويژه آقاي طه هاشمي و مسئولان ذيربط در وزارت ارشاد در پيشگاه ملت و رسانه‌ها، معرفي خاطي و تنبيه آنان و معلوم شدن افراد مسئول در بازگرداندن هزينه‌هاي انجام شده به بيت‌المال است.
 
 
 
                                      http://www.tabnak.ir/pages/?cid=10645
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 3:29  توسط سالار  | 


افرادي ناشناس هفته گذشته با تخريب يكي از پايه ستون هاي كاخ آپادانا تنها كتيبه موجود در محوطه را بين بردند. اكنون پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش با توجه به محصور نبودن محوطه و غير قابل كنترل بودن آن به دليل وسعت زياد ، تصميم به حفاظت اضطراري آن گرفته است.
شوش_ خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش براي جلوگيري از تخريب پايه ستون‌هاي كاخ آپادانا در دروازه شرقي  اين كاخ  تصميم به حفاظت اضطراري اين پايه ستون‌ها گرفت.
 
"سيروس برفي"،مدير امور عمومي پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش در گفتگو با ميراث خبر در اين مورد گفت:« بررسي هاي مقايسه­اي صورت گرفته در مورد وضعيت پايه ستونهاي دروازه شرقي آپادانا شوش در هنگام كاوش هيات باستان شناسي فرانسه و وضعيت كنوني آن نشان مي دهد  كه تخريب هاي ايجاد شده در سالهاي اخير  شدت بيشتري به خود گرفته است.»
 
وي رفت­وآمد افراد در محوطه، بويژه كاخ آپاداناي شوش را به دليل محصور نبود اين محوطه غير ممكن دانست و از همكاري پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش با پايگاه چغازنبيل و هفت ­تپه براي حفاظت اضطراري اين پاي ستونهاخبر داد.
 
اين اقدام حفاظتي با نظارت کارشناسان پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاريخي انجام مي شود.
 
به گفته برفي پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري شوش كه به تازگي دور جديدي از فعاليت‌هاي خود را آغاز كرده ، قصد دارد با همکاري ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان حصارکشي اطراف محوطه باستاني شوش را انجام دهد.
 
برفي اظهار اميدواري كرد با تخصيص اعتبارات ملي و استاني براي اين امر مهم هرچه سريعتر حصارکشي اطراف محوطه باستاني شوش كه در الويت هاي پايگاه وسازمان استان است، صورت گيرد.
 
زهراكشوري

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 3:24  توسط سالار  |