نه نه قرار نیست، ایرانیان حتی در زمستان ِ سیاه و سرد، افسرده و ماتم زده سر در گریبان فرو برند و بر خود بپیچند و زاری کنند.
نه نه ماتم و مصیبت و شیون و ناله با نیاکانمان، میانه ای نداشته و بیگانه بودند بیگانه اما یگانه با شادی وسرور
نه نه با تیرگی و تاریکی در ستیز بودند و رنگهای روشن و شاداب را عاشقانه، عاشق
نه نه شب را خوار می خواستند و آتش در دلش می افروختند اما به خورشید درود می فرستادند
نه نه سیاهی را دشمن می داشتند و به روشنایی و سپیدی ستایشی بی دریغ نثار می کردند
آری:
هنوز در چله ی بزرگ، با سرما و برودت در ستیزیم که بهمن ماه از راه می رسد و با خود بستر سپید را چون عروسان ِ سپید پوش، در جان و دلمان فرش می کند و ما را مژده ی فرا رسیدن ِ جشن ِ سالاری دیگر از آتش را فرا می خواند. تا گرمای ِ آن را در دل بهمن شعله ور کنیم. و این بهمن ماه است که سده را در برودت ِ چله ی بزرگ، آتش افشان می کند و جشنی سزاوار از این عنصر ِ بی همتای ِ طبیعت را به ارمغان می آورد.
می دانیم که دومین روز ِ هرماه، بهمن نام دارد، و چون با نام ِ ماه ِ بهمن یکی می گردد. پس این روز جشن است و بهمنگان نامش گذاشته اند. به عبارت دیگر، بهمنگان، بهمن روز از ماه ِ بهمن است که در دوم ِ بهمن ماه ِ زرتشتی برگزار می شود.
اما امروز این جشن نه در دوم ِ بهمن ماه، بلکه در بیست و ششم دی ماه ِ کنونی برگزار می گردد. دلیل این اختلاف ِ زمان ِ بر گزاری ِ دیروز با امروز، تغییر سال شمار ِ نیاکانمان در امروز است. زیرا در دوره ی باستان سال به دوازده ماه و هر ماه به سی روز تقسیم می شد. اما امروز شش ماه اول ِ سال به سی و یک روز و پنج ماه بعدی به سی روز و ماه آخر سال به بیست و نه روز واگر سال کبیسه باشد به سی روز تقسیم می گردد. به همین دلیل، جشن ِ بهمنگان، نسبت به سال شمار ِ دیروز، شش روز جلوتر، یعنی بیست و ششم دی ماه برگزار می گردد که این روز منطبق با روز ِ دوم ِ بهمن ماه، در دوران ِ نیاکانمان است.
بهمنگان جشنی در ستایش خرد پاک و منش نیک است و در این روز آشی بنام " بهمنگان " در دیگی بنام بهمنجنه از حبوبات و انواع گوشتها می پزند و به شادی و شادمانی می پردازند.
بطوریکه ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره ی بهمنجنه می نویسد : " بهمنجنه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانه ی خراسان و جاهای دیگر ایران می روید) با شیر خالص پاک می خورند و می گویند حافظه را زیاد می کند و فراموشی را از بین می برد، ولی در خراسان هنگام این جشن مهمانی می کنند و بر دیگی که در آن از هر دانه ی خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزی ها پدیدار است، خوراک می پزند و به مهمانان خود می دهند و برای هریک از دادههای خدا سپاس به جای می آورند ". در آثارالباقیه نیز آورده است : " بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته ی موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگ هایى از جمیع دانه هاى ماکول با گوشت غذایى مى پزند و آن را با شیر خالص مى خورند و مى گویند که حافظه را این غذا زیاد مىکند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه ی بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مى داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست ".
در ترجمه ی خرده اوستا نیز بر موکل بودن بهمن بر چهارپایان اشاره ای شده است بدینہگونه که : " در جشن بهمنگان، برای اینکه امشاسپندِ بهمن در جهان ِ مادى نگهبان ِ چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مى کنند. ایرانیان ِ قدیم این روز را به احترام ِ آن جشن می گرفتند و شادی می کردند و خود را برای ِ پیروی از صفات ِ پسندیده ی آن که راهنمای ِ پیشرفت و سعادت است، آماده می ساختند ".
در پایان بخش این جشن ِ سزاوار شادمانی، خلاصه ی چکامه ای چند از شعرای ِ نامدار ِ ایرانزمین را به همین مناسبت، آذین بخش ِ دیده و دل می کنیم.
فرخش باد و خداوند فرخنده کناد / عید فرخنده و بهمنجه و بهمن ماه
فرخی سیستانی
انوری گوید :
بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی/ سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه
اندر آمد ز در حجره ی من صبحدمی/ روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه
عثمان مختاری شاعر سدهی ششم نیز میسراید :
بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری/ تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم/ تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی
بهمنگان ِ شادمان بر ملت با فرهنگ ایران، شاد باد!
دکتر احمد پناهنده
باستانشناسان سازمان ميراث فرهنگی برای نظر دادن در مورد مسير قطار شهری به اهواز می روند
سازمان ميراث فرهنگي تا ده روز ديگر تيمي از باستانشناسان را براي مطالعات مسير قطار شهري اهواز در ميدان دروازه اعزام ميكند.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري بارها اعلام كرده است نجاتبخشي آثار تاريخي شهر به مفهوم جلوگيري از انجام برنامهها وعمليات توسعهاي شهر اهواز نيست و قصد دارد تا برنامه با هماهنگي بيشتري و بدون تهديد تاريخ اين شهر انجام گيرد.
"عاطفه رشنويي"، معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي وگردشگري خوزستان در گفتگو با ميراثفرهنگي از برگزاري جلسهاي ميان نمايندگان سازمان ميراث فرهنگي و قطارشهري براي بررسي وضعيت آثار تاريخي در محدوده ميدان دروازه اهواز خبر داد.
اين جلسه با حضور "سياوش صابري"، مديركل دفتر حفظ و احيا، حسن رايتي مقدم، مشاور معاونت سازمان ميراث فرهنگي، "نوروززاده چگني"، نماينده پژوهشكده باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي، عبيدي و جوادي كارشناس ارشد پژوهشكده مرمت سازمان ميراث فرهنگي، معاون اداري مالي، مشاور سازمان قطارشهري، نماينده شركت كيسون(پيمانكار سازمان قطارشهري) محسن حسيني معاون پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي خوزستان برگزار شد.
رشنويي در گفت و گو با ميراث خبر گفت:« در اين جلسه تصميم گرفته شد تا پژوهشكده باستانشناسي سازمان ميراثفرهنگي با تعامل سازمان قطار شهري اهواز اقدام به تاسيس دفتر پژوهشي كند. »
به گفته معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي وگردشگري خوزستان شرح خدمات اين دفتر از سوي پژوهشكدهباستانشناسي مشخص مي شود.
اين دفتر قرار است مطالعات جامعي روي مسير قطار شهري انجام دهد.
رشنويي همچنين گفت:« تيمي از باستانشناسان سازمان ميراث فرهنگي تا ده روز ديگر براي گمانهزني و مطالعات باستانشناسي در ايستگاه ميدان دروازه اهواز وارد اهواز ميشوند. »
"مجتبي گهستوني"، سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان(تاريانا) نيز در گفتگو با ميراثخبر براساس توافق بين دوسازمان در صورتي كه اشيا بدست آماده در اين مسير اندك باشد در مترو موزههايي براي نگهداري آن ايجاد ميشود اما اگر به شهر هرمز اردشير برسند مسير قطار تغيير مييابد.
وي همچنين از نشست سه ساعته انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان با نمايندگان سازمان ميراث فرهنگي تهران و قطارشهري خبر داد.
در اين جلسه انجمن دوستداران ميراث فرهنگي براي همكاري با تيم باستانشناسان اعلام آمادگي كرد كه با موافقت كارشناسان دو سازمان روبرو شد.
همچنين سازمان قطار شهري از اعضاي اين انجمن و خبرنگاران دعوت كرد تا روز پنج شنبه از ايستگاه هاي در حال احداث مترو بازديد كنند.
اعضاي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي همچنين در گفتگو با نمايندگان و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي در تهران نسبت به وضعيت آثار تاريخي خوزستان اظهارنگراني كردند.
زهرا کشوری
http://www.chn.ir/news/?section=2&id=44381

سعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی که در دیدار با وزیر امورخارجه عمان سخن می گفت از خلیج فارس تحت عنوان خلیج دوستی
نام برد.
جلیلی بر دیدگاه جمهوری اسلامی در ایجاد اتحاد و اتفاق نظر بین کشورهای شمال وجنوب خلیج فارس گفت: آنچه تحت عنوان خلیج دوستی مطرح شده است یک شعار نیست بلکه نگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان تاکید کرد: کشورهای منطقه با رایزنی و همکاری می توانند نقش موثر خود را در ایجاد آرامش و ثبات منطقه ایفا نمایند.
براستی که هنوز داغ جسارت و بی شرمی اعراب از حضور احمدی نژاد در اجلاس دوحه از ذهنمان برون نرفته بود که شنیدیم یکبار دیگر با حیثیت و شرف یک ملت به چه سان بازی می کنند .
هر یک گام که اعراب پیش می گذارند سران حاکمیت فرقه ای به عقب می نشینند .
دوره ای در یادمان هست که اعراب از خلیج دم میزدند و اندکی بعد با جسارت تمام از خلیج عربی یاد کردند و پس از حضور احمدی نژاد در اجلاس دوحه بصورت رسمی آن جسارت را در حضور رئیس جمهور یک ملت تکرار کردند و ما سکوت کردیم.
حال در داخل شاهد عقب نشینی از عنوان جاودانه و همیشگی خلیج فارس هستیم.
بارها از بدو پیدایش حاکمیت فرقه ای ذکر خلیج اسلامی کردند و این نام را با خود به گور بردند و حال نیز دم از خلیج دوستی و ....
بی شک خلیج فارس جولانگاه این لفاظی ها نیست .خلیج فارس خانه هر ایرانی است و ناموس هر ایرانی .پس بازی با ناموس ایرانی امری نیست که تبعاتی در بر نداشته باشد .
خلیج فارس همه زندگی ماست و آب خلیج فار س همان خونی است که در رگهای با غیرت هر ایرانی در جریان است و هر گونه تعدی به نام مقدس آن خطه خیانتی بس نابخشودنی است.
دادنامه علیه رحیم مشاعی به دادگاه کیفری بین المللی
خانم ها، آقايان
سالی که گذشت، بدون ترديد، در تاريخ ميراث فرهنگی و طبيعی ايران، بدترين سال بود. يعنی، از اوايل سال 1300 (آغازگاهان دهه ی دوم قرن بيستم) که مفهومی به نام ميراث تاريخی و فرهنگی در ايران هم جدی گرفته شد تا به امروز، هيچ وقت چنين تخريب ها و ويران گری هايي در ارتباط با گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين در جريان نبوده است.
بدتر از همه ی حوادث پيش آمده، اکنون دولتی شدن اين تخريب ها در زير نظر سازمانی دولتی به نام «سازمان حفظ ميراث فرهنگی ايران» است! اين سازمان، که زير نظر مستقيم آقای اسفنديار رحيم مشايي و دولت کنونی ايران کار می کند و با ماليات مردمان و ظاهرا برای حفظ و نگاهبانی از میراث فرهنگی و تاريخی ايرانزمين بوجود آمده است، در دو سال گذشته خود همراه و همکار ويران گران شده و به تخريب های عمدی آثار ملی ما دست زده است.
وجود صدها گزارش از خبرهای رسمی و حتی نشريات دولتی داخل کشور، عدم جوابگويي دو ساله ی اين سازمان و شخص آقای رحيم مشايي حتی به مجلس شورای اسلامی و ديگر نهادهای دولتی و غير دولتی، بی توجهی به حرف های متخصصين و کارشناسان دولتی، بستن دهان کارشناسان غيردولتی با عنوان «سياسی بودن»، از بين بردن بسياری از ان. جی. او هايي که در زمينه ی ميراث فرهنگی فعال بوده اند ـ با قطع بودجه ها و يا تهديد آن ها ـ و، در کنار اين همه، به طور مرتب صدور بی رويه ی اجازه ی ساخت و سازها و هتل های دولتی و خصوصی در حريم شاهکارهای تاريخی ايران که مشهورترين آن پاسارگاد، تخت جمشيد، نقش رستم، چغا زنبيل، ابيانه، چارتاقی نياسر، رامهرمز، و ده ها جای ديگر (که پروندهء مربوط به هر يک در آرشيو بنياد ميراث پاسارگاد موجود و قابل ديدار همگانی است) همگی نشان از اعمال تخريب های عمدی از جانب اين سازمان دارد.
از آنجا که آقای رحيم مشايي، مسئول مستقيم اين سازمان، برای رسيدگی به شکاياتی که از ايشان و از سوی هزاران ايرانی بعمل آمده، در دادگاه های تشکيل شده در ايران حضور پيدا نکرده و نسبت به احضاريه های دادگاه ها بی اعتنایی کامل نشان داده، بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان يک نهاد رسمی مربوط به آثار و گنجينه های بشری، به ناچار عطف به اين ويرانگری ها تصميم گرفته تا پرونده آقای رحيم مشايي را به مراجع بين المللی بکشاند و نام ايشان را به عنوان نخستين مجرم عليه ميراث جهانی در ايران و در کنار نام ويرانگران آثار باستانی جهانی همچون طالبان قرار داده و از مقامات جهانی محاکمه ايشان را تقاضا نمايد.
به اين ترتيب، بخش پژوهشی بنياد ميراث پاسارگاد، به همراه بخش بين المللی و بخش آرشيو آن، اقدام به آن کرده است که نسبت به آقای رحيم مشايي اعلام جرم کرده و ايشان را به عنوان «جنايتکار عليه ميراث فرهنگی و بشری ايرانزمين» به مراجع رسيدگی بين المللی معرفی نمايد.
با مهر و احترام
بنياد ميراث پاسارگاد
31دسامبر 2007 (دهم دی 1376)
http://www.pasargadfoundation.com/
24 دسامبر 2007
توجه: عالیجناب قاضی فیلیپ کیرش
ریاست دیوان کیفری بین المللی
موضوع: کیفرخواست علیه آقای اسفندیار رحیم مشاعی، رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
اظهار می دارد:
از آنجا که پیشنهادی در تاریخ پانزدهم خرداد 1386، برای انجام اصلاحات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی با افزودن بندهایی به ماده های 5 و 7 اساسنامه رم جهت شامل شدن نابودسازی عمدی میراث های فرهنگی و تاریخی بشری در فهرست جنایات علیه بشریت که توسط قانون بین المللی قابل تعقیب و مجازات باشد، توسط آقای کورش زعیم به آن مقام محترم تسلیم شده است،
و از آنجا که پیشنهادهای نامبرده در کنفرانس حقوق بین الملل تهران که در تیرماه 1386، برگزار شد نیز توسط قانوندانان تراز اول کشور تایید و پیشنهاد شد که توسط دیوان کیفری بین المللی مورد توجه و اقدام قرار گیرد،
و ازآنجا که مردم ایران اضطرار این امر را احساس می کنند و اقدام به هنگام را برای جلوگیری از نابودسازی سیستماتیک میراث فرهنگی و تاریخی کهن ایران زمین توسط مسئولان دولتی ضروری می دانند،
اکنون، بنابراین، با این پیش فرض که در آینده نزدیک پیشنهاد نامبرده یا شکلی از آن تصویب و در اساسنامه رم گنجانده و به صورت قانون درخواهد آمد؛ و اینکه هرگونه تاخیر در تعقیب متخلفان باعث ادامه کاهش میراث فرهنگی و تاریخی بشری خواهد شد،
بنیاد میراث پاسارگاد، به این وسیله، شخص نامبرده در زیر و سازمان او را به جنایت علیه بشریت، تحت بند E ماده 7 و بندهای J و L ماده 7 پیشنهادی اساسنامه دیوان کیفری بین المللی متهم می کند:
ما آقای اسفندیار رحیم مشاعی، رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و همدستان او را به خاطر نابودسازی عمدی و سیستماتیک میراث جهانی فرهنگ و تاریخ کهن ایران، با پشتیبانی دولتی، به جنایت علیه بشریت متهم می کنیم و خواستار تعقیب و محاکمه او در دادگاه کیفری بین المللی هستیم. فهرست بخشی از جنایات فرهنگی آقای مشاعی و همدستان او پیوست است.
ما از آن دادگاه کیفری بین المللی استدعا داریم که بیدرنگ پس از تصویب و افزودن بندهای پیشنهادی به اساسنامه دادگاه، متخلفان نامبرده تحت تعقیب قرار گیرند. نابودسازی میراث فرهنگی و تاریخی ایران با سرعتی گیج کننده پیش می رود و باید پیش از اینکه خیلی دیر شده باشد، آن را متوقف کرد.
با گرامیداشت،
بنیاد میراث پاسارگاد
کورش زعیم، مدیر بخش پژوهش
پیوست ها:
1. متن اصلی پیشنهاد کورش زعیم برای اصلاحات در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی:
فصل 5. جنایات در صلاحیت دادگاه
افزوده شود: (e) نابود سازی میراث فرهنگی
فصل 7. جنایات علیه بشریت
افزوده شود: (l) نابودسازی عمدی میراث فرهنگی جهانی
افزوده شود: (j) هدف پاراگراف l : "نابودسازی عمدی میراث فرهنگی جهانی" یعنی نابودسازی برنامه ریخته شده و عمدی سازه ها، ابزار، جایگاه ها، و آثار هنری تاریخی که میراث فرهنگی به شمار می آیند و در سازمان یونسکو ثبت شده اند، ویا روندی از رفتار که شامل دستورهای متعدد یا سیستماتیک برای نابودسازی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ملی باشد.
من امیدوارم که این پیشنهاد مورد توجه قرار گیرد، زیرا باور دارم در حالیکه نفس و خون زندگی فیزیکی ما را تامین می کند و باید از آن محافطت شود، میراث فرهنگی هویت و تعادل روانی جامعه انسانی را فراهم می سازد که بدون آن جامعه انسانی روح خود را از دست می دهد.
2. فهرست تخلفات متهم در حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی پيوست است.
http://www.pasargadfoundation.com/